در جستجوی شقايق ها

بوي باران مي دهد دست هاش

در امتداد خار و خنجرها كه مي آيد

از گوشه ي چشم هاش خون مي چكد

تشنگي از گلوي مشك شنيدن دارد و

سوختن از ديدگان خورشيد

*

زخم دشنه اگر سوزناك

ناله هاي اين زن سوزناك تر است

نخل سوخته اگر پريشان است

گيسوان اين زن پريشان تر

چنگ مي اندازد گونه هايش را و

آرام

آرام

مويه مي كند

دريا كه از ديدگانش مي بارد

دريا گفتم

دريا حكايت دل توفاني تو بود

خورشيد نوحه خوان پريشاني تو بود

آيينه هاي خسته كه در خود شكسته اند

تنها نشان روشن حيراني تو بود

اين نخل هاي سوخته در باور غروب

غمنامه هاي غربت پنهاني تو بود

اين دست ها كه دست يتيمان گرفته بود

دست به خون نشسته ي قرباني تو بود

*

باران خون تمام بيابان گرفته بود

عباس مشك آب به دندان گرفته بود

*

از دور دست ها صداي زني مي آيد

در جستجوي شقايق ها

خودش خواسته او را به نام كوچكش نخوانيم

ام البنين را مي گويم

***طيبه نيکو

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیمان سلیمانی

سلام ...من لينک تو رو بالای صفحه زدم...پس اين لينک ما کو!!!؟؟؟

مصطفي كارگر

سلام. لينک شما اضافه شد ولی اينجا که خبری از ما نيست! من پيشنهاد می‌کنم برخی اشعار ارسال و خوانده نشده و چاپ نشده نيز بزنيد. يا علی.

babak

سلام!ممنون که سراغ ما آمديد.مدتها پيش از ما لينک خواستيد ما اطاعت کردیم ولی...

محسن رضوي

درود . پشت نيزلری از نيزه و تيغ/آ» طرف دشمنان بی شمالرند / اين طرف در دل آتش و دود/کودکان تشنه در انتظارند / اجرتان با حسين . به شاعر بگوييد امیدوارم از درگاه شان حاجت روا گردید.

محسن رضوي

درود . پشت نيزاری از نيزه و تيغ/آن طرف دشمنان بی شمارند / اين طرف در دل آتش و دود/کودکان تشنه در انتظارند / اجرتان با حسين . به شاعر بگوييد امیدوارم از درگاه شان حاجت روا گردید .

saba

سلام .برا فرج اقامون دعا کنين که ديگه خسته شديم .

ali

سلام ...شعر زيبايی بود ... يا علی

قزوه

من داشتم نماز رکعت دوم را می خواندم/ که ناگهان / يک قطره خون علی اصغر / چکيد / بر سجاده ام / / / تو رفته بودی به جستجوی جرعه ی آبی کنار کف العباس /که ناگهان شمر/سر امام را بريد..........