كربلا دانشگاه عشق و

كربلا دانشگاه عشق و عاطفه است و هر كس اهل يا حسين است دانشجوي اين دانشگاه.كربلا دانشگاه دلدادگاني است كه در محضر عشق سبز بودن و سرخ رفتن را تلمذ مي كنند. كربلا دانشگاهي است كه اگر از خود بگذري مي تواني دانشجوي آن باشي... بايستي طلبه ي عشق باشي تا بتواني ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

و شب شعر عاشورا هم در پي آن است تا دانشجويان و طلبه هاي حسيني و عاشورايي را به دانشگاه سيد الشهدا و عاشوراپيوند بزند و اين چنين است كه با يك ياحسين عاشقانه شش سال است كه شب شعر عاشو راويژه ي طلاب و دانشجويان را سامان داده است.

پنج سال است طلاب و دانشجويان از عاشورا مي نويسند و به كاروان حسيني پيوند مي خورند و امسال در ششمين منزل قرار است آنان نيز از عاشورا و بانوي رشادت و مادر شجاعت ( حضرت ام البنين ) سخن بگويند و شعر عشق را با نام او رقم بزنند.

وبلاگ شعر عاشورا نيز از همه طلاب و دانشجويان  شاعر دعوت به عمل مي آورد تا تاريخ 15 بهمن 1382 آثار خويش را به نشاني شيراز – صندوق پستي 1341-71555 يا از طريق

 e-mail:poemashoora@yahoo.comارسال نمايند.ذكر عنوان طلبه يا دانشجو بودن / نام مركز آموزشي و مقطع تحصيلي / نشاني كامل و تلفن به همراه آثار ضروري است. در اين مجال دو اثر از دو شاعر طلبه و دانشجو كه در مجموعه اشعار عاشورايي اين همايش به چاپ رسيده است را مي خوانيم:

 

*مقتل زنده

*سيد روح الله موسوي

 

از عقل ملاف چون كه او را

تنها دل مست مي شناسد

(نشناخته اي) كه صبر او را

از روز الست مي شناسد

او را دل سنگ كوفه هر چند

عهدش بگسست مي شناسد

اين مقتل زنده كربلا را

 آن طور كه هست مي شناسد

چغرافي نينواي خون را

مثل كف دست مي شناسد

او را دل من به آنكه از پا

هرگز ننشست مي شناسد

هفتاد و دو داغ و قتلگه را

 ديد و نشكست مي شناسد

تاريخ به آنكه كربلا را

پيغامبر است مي شناسد

او بود كه زينت پدر شد

اين بود كه زن پيامبر شد

 

*دلم ديگر از درس و دفتر گرفته

*محمد فخار زاده

 

چه مي شد اگر روزگارم تو باشي

خزانم تو باشي بهارم باشي

خداخواست اينقدر تنهانباشم

گل باغ بي برگ وبارم تو باشي

الهي كه تا اخر عمرتنها

كسي را كه من دوست دارم تو باشي

شنيدم كه مي آيد از سمت باران

 بهاري كه اميد وا رم تو باشي

فقط يك هوس دارم اينكه هميشه

به هرجاكه پامي گذارم توباشي

دلم ديگر ازدرس ودفتر گرفته

نمي شد كه آموزگارم تو باشي؟

 

كمي كودكانه است امانمی شد

كه اسب تو باشم سوارم توباشي؟

صدايم كن از حجم اين بي كسي ها

كنار تو باشم كنارم تو باشي

تو باشي و بعد از تو دنيا نباشد

تو باشي و ليل و نهارم تو باشي

خدا خواست چشمم به راه تو باشد

كه مهتاب شبهاي تارم تو باشي

به پايان شعرم رسيدم الهي

 كه پايان اين انتظارم تو باشي 

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م ی ث م

سلام اقا ما اوچیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکتيم.با تبادل لينک موافقی؟؟؟ممنون.

سنگها(بابک)

سلام گرم ما را به فخار زاده وديگر دوستان برسانيد

barahut

اين رودخانه ی کلمات است می رود در باد گيسوان فرات است ميرود اينجا هوا به رنگ هياهو در آمده ست آهنگ تند خاک به زانو در آمده ست سلام به همه ی دوستان عاشورايی خاطره ی شيراز را هيچ وقت فراموش نمی کنيم به محمد فخار زاده عزيز بفرماييد سالهاست دربدر يک نشانی يا شماره ای از او هستم

گلسرخ

دوست عزيز سلام از خواندن مطالب زيبايت لذت بردم اميدوارم هميشه دلت پر اميد باشد.

ايلشن جلاسي

سلام زيبا بود به وبلاگ شب بو که به شاعران کرمانشاه میپردازد سری بزنيدممنونم.

س محمد

اشعار زيبائی بود موفق باشيد

salam be maa ham sar bezanin

شهرزاد .الف

اقای مرزبان درقم باچه ملاکی بلیت های سفربه شیراز رابین دوستان خود توزیع کرده اند انجمن شعر قم سرکوبگر استعداد شاعران جوان وبه قدرت نشستن گروهی شاعرنما

شهرزاد .الف

اقای مرزبان باچه ملاکی بلیتهای سفر به شیراز رابین دوستان خود توزیع کرده اندوحق عده ای شاعر جوان را ضایع نموده اند چه کسی باید جوابگو باشد