ماجرای تو

سلام
سپاس خدا را که توفيق داد تا مقدمات هجدهمين مراسم شب شعر عاشورا فراهم شود.به لطف خدا حجم کارهاي ارسالي خصوصا کارهاي خوب و قوي تا به حدي است که مسوولين ستاد در انتخاب ميهمانان با مشکل مواجه شده اند و با توجه به اينکه بالاخره تعداد ميهمانان در هر مراسمي محدود است آرزو مي کنيم اي کاش امکان دعوت از همه ي عزيزان وجود داشت. علي اي حال در روزهاي اخير تماس هاي تلفني و الکترونيکي زيادي داشتيم که خواستار تمديد زمان ارسال آثار بودند.منجمله تماس تلفني امير مرزبان که اشاره داشت در روزهاي آينده عاشورا را درپيش داريم که بهترين زمان براي ارتباط است و زمان غليان احساسات شاعران و احتمال سرايش در اين روزها بسيار بيشتر است...در هر حال اکنون که با عنايت حضرت ابوالفضل و مادر بزرگوارشان حجم کارهاي خوب امسال زياد است پرونده اين قافله را تا عاشوراي امسال باز مي گذاريم و منتظر ارسال دلسروده هايتان هستيم

***
دراين مجال همگام با بانوي خطبه خوان خون مي شويم تا از خوان مرحمتش بهره مند شويم

*اسماعيل حسين زاده

مي روم اگر چه پا به پاي تو

تنگ مي شود دلم براي تو

باورم نمي شود که بشنوم

بر فراز نيزه ها صداي تو

حرمت تمام عرشيان شکست

زير سم اسب ها به جاي تو

خشک و زرد بي رمق نشسته است

آسمان هم آه در هواي تو

رفته اي ولي هنوز مي وزد

عطر تا هميشه آشناي تو

شام شام درد و رنج بود

شام شد دوباره کربلاي تو

غير تازيانه ها کسي نکرد

يادي از سکوت بچه هاي تو

کاشکي فرات شعله مي کشيد

آه با اشاره ي عصاي تو

تازه اين تمام ماجرا نبود

اين منم شروع ماجراي تو

/ 3 نظر / 12 بازدید
STATUS

... به وبلاگ منم سر بزن و اگه خوشت امد لينک بده و اگه لينک دادی به منم بگو بهت لينک بدم ...

Angel

سلام.بي نظير بود

علي ثابت قدم

سلام شعر بسيار زيبايی بود به من که خيلی چسبيد. به وبلاگ من هم سر بزن .اگه خواستی لينکم کن.