لالايی گمشده

۷محرم

* حميد هنرجو

باز هم شب آمده چادر سیاه

در کنار بچه های بی پناه

از همیشه چادرش مشکی تر است

چشم های خسته اش اشکی تر است

آمده از پشت کوه روبرو

یک ستاره نیست در زنبیل او

آمده با غصه ی طولانی اش

ماه روشن نیست بر پیشانی اش

چشم هایش در تاثر مانده است

دست هایش پشت چادر مانده است

خواب رفته کاروانی داغدار

در میان دشت های پر غبار

آه امشب بی فروغ ماهتاب

رفته اند اینجا کبوترها به خواب

آه یک لالایی امشب گم شده

گوش کن آواز یک لب گم شده

***

چند لحظه بعد شب با آه سرد

چادرش را روی آنها پهن کرد

بر لب او دیده می شد این سرود

راستی امشب علی اصغر نبود

***

سپاس خدا را که توفيق داد تا مقدمات هجدهمين مراسم شب شعر عاشورا فراهم شود.به لطف خدا حجم کارهاي ارسالي خصوصا کارهاي خوب و قوي تا به حدي است که مسوولين ستاد در انتخاب ميهمانان با مشکل مواجه شده اند و با توجه به اينکه بالاخره تعداد ميهمانان در هر مراسمي محدود است آرزو مي کنيم اي کاش امکان دعوت از همه ي عزيزان وجود داشت. علي اي حال در روزهاي اخير تماس هاي تلفني و الکترونيکي زيادي داشتيم که خواستار تمديد زمان ارسال آثار بودند.منجمله تماس تلفني امير مرزبان که اشاره داشت در روزهاي آينده عاشورا را درپيش داريم که بهترين زمان براي ارتباط است و زمان غليان احساسات شاعران و احتمال سرايش در اين روزها بسيار بيشتر است...در هر حال اکنون که با عنايت حضرت ابوالفضل و مادر بزرگوارشان حجم کارهاي خوب امسال زياد است پرونده اين قافله را تا عاشوراي امسال باز مي گذاريم و منتظر ارسال دلسروده هايتان هستيم.

/ 1 نظر / 16 بازدید
princess1977& bamdad

سلام ٬ شعرهای وبلاگتون خيلی به دل ميشينه.من يکيشو توی وبلاگمون گذاشتم.موفق باشيد و التماس دعا