همایشی از جنس مردم

سلام یاران!

1-به لطف و یاری خدا شب شعر بیست و سوم با شکوه فراوان در سایه ی توجهات حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه شریف - برگزار شد. گزارش این برنامه را در ادامه بخوانید.

2- موضوع شب شعر سال آینده (دوره ی بیست و چهارم) نیز در مراسم نمادین اختتامیه دوره بیست و سوم و افتتاحیه دوره بیست و چهارم برگزار شد. دوستان شاعر حدود یک سال فرصت دارید مطالعه کنید و  با فراغ بال شعر بگویید و ارسال فرمایید.

موضوع دوره ی 24:

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه و امام حسین علیه سلام

(دوستان عزیز آثار باید به پیوند و رابطه این دو وجود مقدس در آینه کربلا و عاشورا بپردازد. لذا آثار صرفا عاشورایی یا فاطمی مد نظر نمی باشد.)

3- با لطف حضرت دوست و یاری خدا و عنایت مولا امیرالمونین علی بن ابیطالب به پابوس حضرت ایشان و مولا امامحسین علیه سلام و حضرت عباس علیه سلام و امام موسای کاظم علیه سلام و امام جواد علیه سلام نایل شدیم . با دومین کاروان شاعران عاشورایی. جای همه شما سبز بود.

4.گزارش شب شعر بیست و سوم  را به قلم دوست شاعر و روزنامه نگار محمدرضا شالبافان به نقل از روزنامه جام جم ملاحظه بفرمایید:

***
 
همایشی از جنس مردم

 نویسنده: محمدرضا شالبافان


 

 

بیست و سومین دوره شب های شعر عاشورا 30بهمن تا دوم اسفند 87 در شیرار برگزار شد . 
    گزارشی که می خوانید به این دوره شب شعر عاشورا و تاثیرات این همایش ادبی در ادبیات آیینی کشور می پردازد . 
    در تمام این سال هایی که در کنگره ها حاضر بودم، هیچ وقت شک نکردم که ماجرای شب شعر عاشورای شیراز با بیشتر همایش های ادبی کشور متفاوت است ؛ همایشی که از میانه دهه 60 و با همت چند تن از شاعران اهل بیت(ع) و با دبیری احد ده بزرگی شکل گرفت و امروز در حالی قدیمی ترین همایش ادبی کشور است که هرگز مدیون چیزی جز کمک های مردمی نبوده است . 
    این همایش از سال های پنجم و ششم خود رویکردی منحصر به فرد اتخاذ کرد که به حرکت بر لبه تیغ می مانست . ستاد شب شعر عاشورا با ارزیابی سال های آغازین خود بنا را بر این گذاشت تا در راستای پرداختن به دقایق و امکانات نامکشوف ادبیات عاشورایی، هر سال سوژه ای را برای سرایش آثار به شاعران معرفی کند که کمتر مورد توجه قرار گرفته یا شاید هرگز مورد توجه شاعران عاشورایی نبوده است . 
    البته از 11 سال پیش، شیراز در عصر روز اول این همایش سه روزه، میزبان عصر شعر دانشجویان و طلاب است که میدانی است برای شعرخوانی و عرض ارادت شاعران دانشجو و طلبه که بدون محدودیت موضوعی، آثار عاشورایی خود را به دبیرخانه این کنگره عظیم ارسال کرده اند . 
    جالب اینجاست که در این مدت هرگز عصر شعر سراسری دانشجویان و طلاب ، رنگ یک همایش تشریفاتی و آماتورپرور را نگرفته و معمولامیزبان بهترین های شعر جوان کشور بوده است . 
    نکته دیگر آن است که برگزارکنندگان شب شعر عاشورا و تیم داوری این همایش به 2 مساله توجه و باور دارند . نخست آن که شعرهای عاشورایی باید با شناخت و آگاهی مناسبی سروده شوند و از هرگونه تحریف و اشتباه به دور باشند و بی شک در همین راستاست که ماه ها پیش از برگزاری شب شعر با تهیه کتابچه ای تاریخی ادبی که معمولابه قلم محقق و ادیب پرکار عاشورایی این روزها دکتر محمدرضا سنگری است به شاعران در رسیدن به این مهم یاری می رسانند . 
    دوم آن که ستاد شب شعر عاشورا بخوبی می داند که سکه های رنگین، آن هم در دستان یک یا چند نفر از میان انبوه دعوت شدگان جوان به یک کنگره، چیزی جز آسیب برای ادبیات کشور به همراه ندارد . بر اساس همین نگاه است که در طول دو نیم دهه عمر شب شعر عاشورا، هر ساله چیزی حدود 60 نفر از شاعران پس از ارسال آثار به دبیرخانه دائمی شب شعر عاشورا برای شرکت در این سفر دعوت می شوند، شعر می خوانند و بدون ترتیب و تقدم و تاخر همه صله ای از سفره پربرکت اباعبدالله(ع) و یارانش به نیت برکت برمی دارند و می روند . 
    با این مقدمه باید گفت بیست و سومین دوره شب شعر عاشورای شیراز نیز مانند سال های گذشته با حضور انبوه و پرشور مردم ادب دوست شیراز و همشهریان حافظ و سعدی در روزهای پایانی ماه صفر برگزار شد . 
    در شب شعر این دوره که با موضوع عاطفی و نازک اندیشانه ارتباط پیامبر(ص) و امام حسین(ع) برگزار می شود، شاهد بسیاری از شعرهایی بودیم که با تصویرسازی و مضمون پردازی عمیق شاعران خود، فضا را بیش از سال های گذشته از شعرهای ساختگی تهی کردند، هرچند باید اذعان کرد در دوره های اخیر هیچ گاه شب شعر عاشورا، رنگ همایشی تشریفاتی به خود نگرفته است، چرا که ذات بنا نهادن چنین همایشی با تشریفات و روزمرگی در تضادی جدی است . 
    
    
شب شعر امسال
    عصر شعر عاشورایی دانشجویان و طلاب، عصر چهارشنبه 30 بهمن در تالار فجر دانشگاه تهران با حضور شاعرانی چون مرتضی حیدری آل کثیر، مریم ترنج، بنیامین دیلم کتولی، مجید صالحی، قاسم صرافان، فاطمه نانی زاد، محمد پران، هادی فردوسی، میلاد عرفان پور و نیلوفر زارع برگزار شد . همچنین دبیر بخش دانشجویی شب شعر عاشورا دکتر غلامرضا کافی که خود نیز از اعضای هیات علمی دانشگاه شیراز است به شعرخوانی پرداخت . 
    اما امسال نیز مانند سال گذشته تالار شهید دستغیب میزبان شب شعر اصلی و موضوعی عاشورا بود تا در شب های چهارشنبه 30 بهمن و پنجشنبه اول اسفند، جمعیتی بالغ بر هزار نفر را به سالنی حدودا 600 نفره بکشاند . 
    
    در این دو شب و در کنار شعرخوانی شاعرانی چون مجتبی رحماندوست، هادی منوری، محمدجواد غفورزاده(شفق)، عبدالرضا کوهمال جهرمی، ایوب پرندآور، سیدمحمدامین جعفری حسینی ، هاشم کرونی، پروانه نجاتی، سیدحمیدرضا برقعی، سیداصغر صالحی، محمدعلی رضازاده، امیر مرزبان، افشین علاء، محمد برزگر و سیدوحید سمنانی حاضران با سخنان دکتر محمدرضا سنگری و مجتبی حسینی بیش از پیش با فرهنگ عزاداری آشنا شدند . 
    
    البته صبح روز دوم نیز میزگردی پربار با حضور دکتر محمدرضا سنگری، دکتر محمدرضا خالصی و احد ده بزرگی با موضوع زبان حال برگزار شد که مطالبی علمی و تحلیلی را با شاعران اهل بیت(ع) در میان گذاشت . 
    
    صبح روز سوم نیز که افتتاحیه نمادین بیست و چهارمین دوره شب شعر عاشورا نام گرفته بود با معرفی موضوع «حضرت زهرا(س) و امام حسین(ع) » به عنوان موضوع سال آینده برای سرایش به شاعران معرفی شد و دکتر محمدرضا سنگری نیز در این خصوص مطالبی ارائه کرد و مانند هر سال دفتر شب شعر عاشورا با تربت نوشان و عزاداری ورق بخورد و همه شاعران دلداده آل الله را تا سال آینده و دهه آخر صفری دیگر چشم انتظار بگذارد . تا یار که را خواهد و میلش به که باشد ...
    
    
این ستاره چه به پیراهن شب می آمد
    صالح دُروند 
    مشک آبی که از آن روز همین جا مانده
    آسمانی است که بر روی زمین جا مانده
    عکسِ این فاجعه در قاب چه باید بکند
    مشک بسته است، بگو آب چه باید بکند
    پاره ای از تنت افتاده در این دشت هنوز
    امّ ایمن پی تعبیرِ تو می گشت هنوز
    این دل از خون تو برداشته آب و گل خون
    جای آن است که خون موج زند در دل خون
    این تن غرقه به خون نور دو عین است مگر؟
    این که خوابیده در این دشت حسین است مگر؟
    دست آب از لب دریایی او کوتاه است
    اقیانوس که در دست عبیدالله است
    از نوک خنجر شک، نور یقین می ریزد
    خون خورشید که بر روی زمین می ریزد
    عرق شرم به پیشانی صحرا مُهر است
    بعد از این چشمِ رسول آینه آن ظهر است
    کاش از دفترش این فاجعه را بردارند
    از دو چشم تَرش این فاجعه را بردارند
    تلخ بود این که همین تلخ ترین باور را
    پیر می کرد همین غصه پیام آور را
    این که بیننده آن واقعه بد باشد
    در دوره های اخیر هیچ گاه شب شعر عاشورا، رنگ همایشی تشریفاتی به خود نگرفته است، چرا که ذات بنا نهادن چنین همایشی با تشریفات و روزمرگی در تضادی جدی است
    این که آشفته آن موی مجعّد باشد
    بوی هفتاد و دو تا داوطلب می آمد
    این ستاره چه به پیراهن شب می آمد
    دیده بودند دو چشمت همه را غرقه به خون
    تا که دیدی پسر فاطمه را غرقه به خون
    رود بی رحم زمان سمت جنون جاری شد
    ظهر بود از گلوی علقمه خون جاری شد
    داشت یک شاخه گُل را کسی از ته می زد
    داشت از تشنگی اش علقمه له له می زد
    آه! لب تشنگی ماه به خون تر می شد
    آب از دوری لب های تو پرپر می شد
    ناله نیزه در این لحظه به گوش آمده بود
    خون خورشید از این صحنه به جوش آمده بود
    سعی می کرد زمین جانب شط بگریزد
    نیزه می خواست که از واقعیت بگریزد
    ابرها ضجّه زنان دور سرت چرخیدند
    روح هفتاد و دو تن دور و برت چرخیدند
    خونت آن بادیه را یکسره رنگین می کرد
    دشت را از می رنگین تو غمگین می کرد
    لاجرم ثانیه ها بی تو دوام آوردند
    ماه را با کمک نیزه با شام آوردند
    
    
علی اکبر
    سیداصغر صالحی
    
    خورشید به پا خاسته روشنگری ات را
    دریا به سجود آمده پهناوری ات را
    تاریخ همه لوح و قلم شد نتوانست
    تصویر کند معجزه دلبری ات را
    مانده است که از سیرت پاکت بنویسد
    یا شرح دهد صورت پیغمبری ات را
    چشمی پرگریه است و نگاهی پرخنده
    تا دیده پدر شیوه جنگاوری ات را
    شمشیر کشیدی همه دشت برآشفت 
    ای مرد بنازم غضب حیدری ات را
    
    
پری در باد
    بنیامین دیلم کتولی
    
    ستاره می شود و می وزد سری در باد
     چنان که پیکر در خون شناوری در باد
     نوای رودکی و سوز چنگ می آید
     به مویه های غم انگیز دیگری در باد
    در آن سپیده خونینِ خاک و خاکستر
     که مانده باز به در چشم دختری در باد
     شکوفه می دهد از نیزه ها به شکل انار
     صدای العطش سرخ حنجری در باد
    به هرکجا برَوی دیده ای غم آلود است
     به هر طرف که گلوی معطّری در باد ...
     چه لیلیانه ز محمل کشانده در خونش
     به مشک پاره و لب های پرپری در باد
    مرا غزل شد و در خیمه ها رهایم کرد
    پرید با پری از خون، کبوتری در باد
    به روی خاک چنین نقش بسته خونش را
     که مانده است ز طاووس ها پری در باد
     سه شنبه پنجم اسفند، ظهر عاشورا
     که گُرگرفته به دستان لاغری در باد
     صدای سنج گلوی تو را به یاد آورد
    و غنچه کرد پس از آن به دفتری در باد 
    
    
آینه های روبه رو
    علی اصغر شیری
    
    کودکی هایت شریک سجده پیغمبری که 
    اوج معراجت شده از شانه اش، از منبری که 
    آیه آیه عشق را تفسیر می کردی تو بر آن
    سوره سوره نور بودی، جرعه جرعه کوثری که ...
    کودکی های تو بود و بوسه شوق پیمبر
    در نگاهش اشک بود و بوسه های دیگری که 
    بر تنت باغ شکوه لاله هایی سرخ می شد
    لاله های زخم تیغ دشمنت بر حنجری که 
    بارها تکبیر را لبریز می کردی تو از آن
    بارها تکبیر تو برپا نموده محشری که 
    یک به یک از پاره های جان خود در آن گذشتی
    تا بماند بعد از این هم مکتب پیغمبری که 
    هر که بر دیدار او دلتنگ می شد در مدینه
    خیره می شد بر رخ ماه علی اکبری که ...
    کفر در جنگ علی اکبر مردّد بود و در میدان
    اشبه الناس پیمبر مانده بود و لشکری که 
    زخم تیغ و نیزه هاشان بر تنش از حد گذشت و
    بوسه شمشیر بود و زخم بود و پیکری که . . . 
    * * 
    کربلاخون گریه می کرد از عبایت قطره قطره
    خیمه خیمه اشک بود و ماتم پیغمبری که . . .
    

*** 

روزنامه جام جم، شماره 2509, یکشنبه یازدهم اسفند ماه 1387 ، صفحه 8    

این مطلب و عناوین مرتبط با آن را در  نشانی زیر ببینید:
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1814772 

/ 1 نظر / 15 بازدید
جام باده

با سلام سال نو شما مبارك با دو رباعي به روزم