گرمای رسيدن

سلام

در اين مجال مرثيه خوان آزاده دشت خون حر هستيم و از عشق می خوانيم:

*عباس چشامی


کسي در بال هايت ريخت شوق پر کشيدن را
به جان مرده ات بخشيد آهنگ تپيدن را
نگاه تيره ات را برد تا آن سوي آبي ها
به چشم پرغبارت ياد داد آيينه ديدن را
دلت بي شور عشق و بي حضور نور نارس بود
چشيدي عاقبت گرماي شيرين رسيدن را
لب تفتيده اي راز عطش را گفت با چشمت
که هر گوشي ندارد تاب از دريا شنيدن را
رها از خاک تا آتش پريدي چون پري در باد
خدا قسمت کند اينگونه بي پروا پريدن را

***
سپاس خدا را که توفيق داد تا مقدمات هجدهمين مراسم شب شعر عاشورا فراهم شود.به لطف خدا حجم کارهاي ارسالي خصوصا کارهاي خوب و قوي تا به حدي است که مسوولين ستاد در انتخاب ميهمانان با مشکل مواجه شده اند و با توجه به اينکه بالاخره تعداد ميهمانان در هر مراسمي محدود است آرزو مي کنيم اي کاش امکان دعوت از همه ي عزيزان وجود داشت. علي اي حال در روزهاي اخير تماس هاي تلفني و الکترونيکي زيادي داشتيم که خواستار تمديد زمان ارسال آثار بودند.منجمله تماس تلفني امير مرزبان که اشاره داشت در روزهاي آينده عاشورا را درپيش داريم که بهترين زمان براي ارتباط است و زمان غليان احساسات شاعران و احتمال سرايش در اين روزها بسيار بيشتر است...در هر حال اکنون که با عنايت حضرت ابوالفضل و مادر بزرگوارشان حجم کارهاي خوب امسال زياد است پرونده اين قافله را تا عاشوراي امسال باز مي گذاريم و منتظر ارسال دلسروده هايتان هستيم.

/ 0 نظر / 10 بازدید