وشعر چه غافل مانده بود

ياران سلام!

علاقه مندان شعر عاشورايی اطلاع دارندامسال هجدهمين مراسم شبهای شعر عاشورا به نام آفتابی مادر رشادت و شجاعت بانوی عشق و عاطفه حضرت ام البنين مزين است وخورشيد عشق اين بار به افق نام ايشان طلوع می کند.

ستاد برگزاری شبهای شعر عاشورا به منظور تبيين جلوه هايی از زندگی ايشان کتابی را با نام (وشعر چه غافل مانده بود) منتشر کرده است.اين کتاب در ۸۴ صفحه و با ۳۰۰۰ نسخه شمارگان يادداشتها و اشعاری از محمدفخارزاده/ شهيد مطهری/ محمد جواد غفور زاده(شفق)/ سيد مهدی شجاعی/ قادر طهماسبی(فريد)/ دکتر محمدرضاسنگری/احد ده بزرگی/ عبدالرضا لطف اللهی و پروانه نجاتی را تقديم علاقه مندان ادبيات عاشورايی کرده است.

خواندن اين کتاب می تواند زمينه ساز تبيين جلوه هايی بديع از زندگی اين بانوی بزرگوار در ذهن شاعران حسينی باشد.علاقه مندان به دريافت اين کتاب می توانند  از طريق e-mail يا صندوق پستی تقاضای خويش را همراه بانشانی ارسال نمايند تا در اسرع وقت کتاب برايشان ارسال شود.در اين مجال شعری از اين مجموعه اثر طبع محمدجوادغفورزاده (شفق) تقديم حضورتان می گردد:

......

جز او بقيع زاير خلوت نشين نداشت

در کوچه باغ مرثيه ها خوشه چين نداشت

نجوای غمگنانه ی اين مادر صبور

تاثير - کمتر از نفس آتشين نداشت

جز چشم او که چشمه ی احساس شد کسی

يک آسمان ستاره به روی زمين نداشت

با آنکه خفته بود به خون باغ لاله اش

از شکوه کمترين اثری بر جبين نداشت

بعد از به ذل نشاندن داغ چهار سرو

دلبستگی به واژه ی ام البنين نداشت

با خاک حرف می زد و بر خاک می نشست

حاجت به ناز شهپر روح الامين نداشت

می گفت ای دلاور نستوه ای رشيد

خورشيد نيز صبر و رضا بيش از اين نداشت

عباس من !که لاله ی عباسی منی

ای کاش دل به داغ فراقت يقين نداشت

ای ساقی حرم که عطش تشنه ی تو بود

ساقی به جز تو سلسله ی يا و سين نداشت

عباس من شنيده ام افتاده ای از اسب

تاب تحمل تو مگر صدر زين نداشت؟

بر دست و بازوی تو علی بوسه داده بود

کس چون تو بازوان غرور آفرين نداشت

والله بعد زمزمه ی (ان قطعتموا)

چشم تو اعتنا به يسار و يمين نداشت

تا موج نخلها زحضورت به هم نخورد

دريای غيرت اين همه اوج و طنين نداشت

تو ماه من نه ... ماه بنی هاشمی ولی

پيشانی بلند تو اين قدر چين نداشت

وقتی حسين بر سرت آمد - که يک نظر

چشم تو تاب ديدن آن نازنين نداشت

/ 15 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمود سنجری

سلام و همتتان بلند سعادت همراهی آن کاروان را داشته ام تا بعد چه پيش آيد

ashofteh

چهره الود گر ز انگشتی..........چون در اينه بنگری زشتی......... حاصل کار توست هر بد و نيک.........بدروی خوب خوب اگر کشتی

قاصدك سوخته

سلام و عرض ارادت به ارادتمندان خاندان نور . منم آدرس دادم .

محسن اشتياقي

سلام دوستان خوبم. لينکتان را افزودم. انشاءالله اگر فرصت مناسبی داشتم با کمال ميل چند کار عاشورايی براي کنگره اتان می فرستم. بدرود

فخارزاده

هاشم جان خسته نباشی. کمک خواستی ما هم در خدمتیم. به رفقا سلام برسان

مصطفی جوادی

سلام هاشم جان .يه نيمچه غزلی دارم اگه امنيت برقراره (تو...مرا دعوت کن....)

ali

عرض تسليت دارم خدمت شما دوست گرامی بمناسبت زلزله ويرانگر بم و کشته شدن هزاران هموطن عزيز و همچنين تسليت به جامعه هنری بخاطر خاموشی استاد فرزانه استاد ايرج بسطامی که طی حادثه زلزله بم به لقا الله پيوست روحشان شاد و يادشان پر رهرو باد

محمود ذبیحی

سلام /درد ما را نیست درمان الغیاث /ساقی عطشان عطشان الغیاث/بیقراری ها امانم را گرفت / ای قرار بیقراران الغیاث/دست شما درد نکند که در زمينه عاشورا شعر می زنيد حقير هم شعر هايی دارمان شاءالله خواهم زد به ما هم سری بزنيد

من

قلمت سبز........ به ما هم سر بزن موفق باشي