چشم های باستانی

۵ محرم

* مريم سقلاطونی

ناگاه/

در سکوت فرات

فریاد عطش دمیده شد

و در رستخیز خیمه ها

از زخمه ی دانه دار آب

آیه

آیه

التهاب

واقعه آفرید

هرچند

اینجا هنوز

گلدسته ها

داغدار دست های زخمی توست مولا!

شعله خیز/ از پشت پنجره های زخم خورده /

در بارانی ترین فصل/ والعصر/ و در آغوش نخل ها /

طراوت هزار بهار/ و چشمهای باستانی مردی /

کتیبه ی سوره های سرخ / والعصر / چه اندازه نزدیک است /

دوریت

***
سپاس خدا را که توفيق داد تا مقدمات هجدهمين مراسم شب شعر عاشورا فراهم شود.به لطف خدا حجم کارهاي ارسالي خصوصا کارهاي خوب و قوي تا به حدي است که مسوولين ستاد در انتخاب ميهمانان با مشکل مواجه شده اند و با توجه به اينکه بالاخره تعداد ميهمانان در هر مراسمي محدود است آرزو مي کنيم اي کاش امکان دعوت از همه ي عزيزان وجود داشت. علي اي حال در روزهاي اخير تماس هاي تلفني و الکترونيکي زيادي داشتيم که خواستار تمديد زمان ارسال آثار بودند.منجمله تماس تلفني امير مرزبان که اشاره داشت در روزهاي آينده عاشورا را درپيش داريم که بهترين زمان براي ارتباط است و زمان غليان احساسات شاعران و احتمال سرايش در اين روزها بسيار بيشتر است...در هر حال اکنون که با عنايت حضرت ابوالفضل و مادر بزرگوارشان حجم کارهاي خوب امسال زياد است پرونده اين قافله را تا عاشوراي امسال باز مي گذاريم و منتظر ارسال دلسروده هايتان هستيم.

/ 3 نظر / 15 بازدید
پیمان سلیمانی

سلام ازآشنایی با شما خوشحالم در اولین فرصت به من هم سری بزن و نظر بده

پیمان سلیمانی

سلام ازآشنایی با شما خوشحالم در اولین فرصت به من هم سری بزن و نظر بده