آغاز و باز ...

سلام ياران

هجدهمين شب شعر عاشورا هم به پايان رسيد و ما در آستانه مراسم نوزدهم قرار گرفتيم . براي ما اين مراسم هيچگاه تمام نمي شود و پايان هر مراسم آغاز مراسم سال آينده است... و اينك در آستانه مراسم نوزدهم هستيم كه به نام نوراني حضرت رباب و بانو ام وهب نوراني شده است. در اين زمينه بيشتر خواهيم گفت.

اما همزمان با مراسم هجدهم شب شعر عاشورا مجموعه آثار هفدهمين و هجدهمين مراسم به صورت همزمان در قالب يک کتاب منتشر شد. اين مجموعه در 160 صفحه با قيمت 9000 ريال توسط ستاد برگزاري شب هاي شعر عاشورا منتشر شد از اين مجموعه شعر زيباي خانم پانته آ صفايي را مي خوانيم:

خوبترين دختر حوا

* پانته آ صفايي

نگير از شب من آفتاب فردا را

نبند روي من آن چشم هاي زبيا را

تو گاهواره ي ماه و ستاره ها هستي

خدا به نام تو كرده ست آسمان ها را

تو در ادامه ي هاجر به خاك آمده اي

كه باز سجده كني امتحان عظما را

خدا سپرده به دستت چهار اسماعيل

كه چشمه چشمه گلستان كنند دنيا را

چه كرده اي كه به آغوش مهرباني تو

سپرده اند جگرگوشه هاي زهرا را

بگو چه بر سر بانوي آب آمده است

كه باز مي شنوم رود رود دريا را

تبر چگونه شكسته است شاخ و برگ تو را

چطور خم شده اي بر زمين سپيدارا؟!

بخوان! دوباره بخوان با گلوي مرثيه ها

حديث تشنه ترين دست هاي صحرا را

آز آسمان به زمين آمده ست گيسويت

كه سر بلند كند دختران حوا را

/ 13 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کبوتر حرم

سلام .... بابا ای والله - خوشمون اومد. به ما سر بزنيد در پناه صاحب الزمان راستی عيدتون مبارک

yaass_a110

سلام دست مريزا با اين انتخاب زيبايتان خيلی زيبا ام البنی را به تصوير کشيدند مرحبا...... راستی ما هم به روز شديم!!!!!

ميلادِ اكبرنژاد

سلام برادر . من به شدت شيفته‌ي بلاگِ شما شدم. اگه فرصت كرديد سري به من بزنيد.به زودي به شما لينك مي‌دم. يا علي!

مصطفي كارگر

سلام! من هم اونجا بودم. لذت بردم. اما حيف که خانم صفايی حضور نداشتند. من لينک دادم.

علي ثابت قدم

سلام ...خودتون که می دونيد از دستتون دلخورم ....من مرتب سر می زنم ...شما نمی زنيد .....۳ماه است می خواهيد لينک بديد هنوز نداديد ....خلاصه بدجوری دلخورم ...آه...........

علي ثابت قدم

حسين منزوي هم رفت. اين مرد با تمام شکوه و عظمتي که چون يک ستاره‌ي دنباله‌دار ِ عظيم در پي خود داشت، در بيمارستان شهيد رجايي تهران، براي هميشه دست جهان را فشرد. براي هميشه دردها، اندوه‌ها، رنج‌ها و گرفتاري‌هاي بي‌حسابش را تنها گذاشت. اين بار بدترين باری است که به روز شدم ....يعنی از اينکه مطلب به روز شدنم خبر مرگ حسين منزوی ماه غزل سرای ايران است خيلی متاسفم ....((من وتو آن دو خطيم آری موازيان به ناچاری .....که هر دو باورمان زآغاز به يکدگر نرسيدن بود/شراب خواستم عمر من شرنگ ريخت به کام من....خيال خام دغل پيشه بهانه اش نشنيدن بود/چه سر نوشت غم انگيزی که کرم کوچک ابريشم ....تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پريدن بود.))

پیمان سلیمانی

سلام......///اول دلم فراق تو را سرسری گرفت...///یادش به خیر ...همه باید بروند یه روز دکتر حسینی یه روز حسین منزوی....راستی لینکت را هم به صفحه الصاق کردم... به ما هم سری بزن...به روزم

سینا

سلام ... خسته نباشین ...خدا قوت !