قيام راستين

۶ محرم

* مهدی جهاندار

اذان می افکند یکباره در صحرا طنینش را

و بالا می زند مردی دوباره آستینش را

وضو می سازد از خون گلوی خود چه راز است این

که می داند گوارایی آب آتشینش را

سراپا نیتی دارد به ترک پا و سر آنجا

که می بیند به مرگ خویشتن احیای دینش را

به خون تکبیره الاحرام می بندد به ظهر عشق

که بسپارد به تیغ کج قیام راستینش را

خودش هم خوب می داند چه کس در انتظار اوست

چه با احساس می خواند نماز آخرینش را

****

سپاس خدا را که توفيق داد تا مقدمات هجدهمين مراسم شب شعر عاشورا فراهم شود.به لطف خدا حجم کارهاي ارسالي خصوصا کارهاي خوب و قوي تا به حدي است که مسوولين ستاد در انتخاب ميهمانان با مشکل مواجه شده اند و با توجه به اينکه بالاخره تعداد ميهمانان در هر مراسمي محدود است آرزو مي کنيم اي کاش امکان دعوت از همه ي عزيزان وجود داشت. علي اي حال در روزهاي اخير تماس هاي تلفني و الکترونيکي زيادي داشتيم که خواستار تمديد زمان ارسال آثار بودند.منجمله تماس تلفني امير مرزبان که اشاره داشت در روزهاي آينده عاشورا را درپيش داريم که بهترين زمان براي ارتباط است و زمان غليان احساسات شاعران و احتمال سرايش در اين روزها بسيار بيشتر است...در هر حال اکنون که با عنايت حضرت ابوالفضل و مادر بزرگوارشان حجم کارهاي خوب امسال زياد است پرونده اين قافله را تا عاشوراي امسال باز مي گذاريم و منتظر ارسال دلسروده هايتان هستيم.

/ 4 نظر / 14 بازدید
مسلم فدائي

سلام... شعر خوبی بود ولی حيف که در ميان ۶ کلمه قافيه ۳ تای آنها از اختيارات شاعری آنهم از يک نوع (چسباندن اين به آخر کلمات آتشين و راستين و آخرين) استفاده شده است. منتظر شعرهای بيشتری هستم... خداحافظ

مهدی

دستای مهربان مهدی فاطمه یار و یاورتان

محمود ذبیحی

سلام دست شما درد نکند اقای مهدی جهاندار را می شناسم از بچه های اصفهان است و دانشگاه مان من هم به روزم با يک غزل جديد عاشورايی وچند شعر عاشورايی ديگر اجرتان با امام حسين بدرود .

hamed

سلام . رزوهای خوب و با ارزشی است.........حسينی باشيم............